نتایج یک پایان‌نامه نشان داد: تمرینات ورزشی در زنان مبتلا به ام.اس باعث کاهش خستگی در آنها می‌شود.
منصوره صنیعی از دانشکده‌ی پرستاری و مامایی شهید بهشتی با راهنمایی دکتر زهرا مشتاق عشق و دکتر سید مسعود نبوی در پایان‌نامه‌ای به بررسی تاثیر تمرینات ورزشی بر توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه زنان مبتلا به ام.اس مراجعه کننده به انجمن ام.اس ایران پرداخته است.


در این مطالعه ‌٢٨ مددجوی دارای مشخصات خاص واحدهای مورد پژوهشی به صورت تدریجی و با استفاده از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی و در دسترس انتخاب شدند. سپس پرسشنامه‌ای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات مربوط به بیماری،‌ اطلاعات در زمینه توانایی انجام فعالیت‌ زندگی روزانه و شدت خستگی، توسط هر نمونه تکمیل شد.

پس از آن یک دوره ‌٨ هفته‌ای تمرینات ورزشی انجام شد که شامل ‌۴ مرحله گرم‌کننده، دوی تفریحی، هوازی سوئدی و خنک‌کننده بود.
گفتنی است، افرا مورد بررسی همه زن بوده و در گروه سنی ‌٢٠ تا ‌۴۵ سال قرار داشتند و میانگین سنی آنها ‌۵٧/٢٩ سال بود که ‌١/۵٧ درصد متاهل، ‌۴/۶۴ درصد تحصیلات بالاتر از دیپلم داشتند، ‌٧۵ درصد خانه‌دار و طول مدت ابتلا به بیماری در ‌۴/۴۶ درصد بین ‌۵ تا ‌٨ سال بود.
از سوی دیگر، دفعات عود بیماری طی یک سال اخیر در ‌٣/٣٩ درصد یک بار بود و بیشترین واحدهای ‌٣/۶۴ درصد هیچ سابقه بستری در بیمارستان طی یک سال اخیر را نداشتند؛ اولین علامت بیماری در ‌۵٠ درصد واحدها اختلال بینایی مطرح شد و ‌٣/۶۴ درصد از واحدها نیز خستگی را مهمترین مشکل ناتوان‌کننده بیماری اعلام کردند و ‌١/۵٧ درصد از بیماران دارای وضعیت گسترش ناتوانی بین صفر تا ‌٣ بودند.
همچنین، پس از مقایسه‌ی امتیازات توانایی انجام فعالیت پایه زندگی روزانه قبل و بعد از تمرینات ورزشی با pv<0/‌٠٠٠١ اختلاف معنادار بود، یعنی تاثیر تمرینات ورزشی بر ارتقاء توانایی انجام فعالیت‌های مفید و پایه زندگی روزانه تایید شد و این فرضیه که تمرینات ورزشی بر کاهش شدت خستگی موثر است تایید گردید.
نتایج این مطالعه نشان می‌دهد، در این بررسی ارتباط بین عوامل دموگرافیک و توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه قبل و بعد از تمرینات ورزشی، تنها سن و وضعیت تاهل با توانایی انجام فعالیت‌های پایه و مفید زندگی روزانه و بعد از ورزش ارتباط معنی‌دار داشتند. اما هیچکدام از موارد فوق (سن و وضعیت تاهل) با شدت خستگی قبل و بعد از ورزش ارتباط معنادار نداشتند. سایر عوامل دموگرافیک و اطلاعات مربوط به بیماری (شغل، میزان تحصیلات) با توانایی انجام فعالیت‌های زندگی روزانه، از نظر آماری ارتباط معناداری نداشتند.